سيد علي اكبر قرشي
295
قاموس قرآن ( فارسي )
راغب تعديه به دو مفعول را از بعضى نقل مىكند و شايد در آن « فى » مقدّر باشد يعنى خدا از آسمان آبى نازل كرد و آن را در چشمه هاى زمين وارد نمود . همچنين است * ( « وَمَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّه يَسْلُكْه عَذاباً صَعَداً » ) * جن : 17 . سلل : كشيدن . در اقرب گويد : آن انتزاع و خارج كردن است با نرمى مثل كشيدن تيغ از غلاف و موى از خمير . راغب ملايمت را قيد نكرده و گويد : مانند كشيدن شمشير از غلاف و كشيدن چيزى از خانه بطريق سرقت . و كشيدن پسر از پدر . * ( « قَدْ يَعْلَمُ الله الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِواذاً . . . » ) * نور : 63 . لواذ از « لاذ - يلوذ » بهم ديگر پناه بردن است تسلَّل خروج پنهانى است ( مجمع ) يعنى خدا داناست بآنانكه در پناه يكديگر پنهانى از محضر رسول او خارج ميشوند . آنگاه كه حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله مردم را بجهاد و نحو آن دعوت ميكرد بعضىها در پشت سر ديگران پنهانى از مسجد خارج ميگشتند آيهء دربارهء آنهاست . در نهج البلاغه نامهء 70 بسهل بن حنيف نوشته « بلغنى انّ رجالا ممّن قبلك يتسللون الى معاوية فلا تأسف على ما يفوتك من عددهم » شنيدم بعضى از مردمان شهر تو پنهانى به طرف معاويه ميروند از رفتن اين عدّه متأسّف نباش . سُلالَةٍ * ( « وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ » ) * مؤمنون : 12 . * ( « ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَه مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ » ) * سجده : 8 . سلالة فقط در اين دو جا از قرآن آمده است . اهل لغت آن را چكنده . و صاف شده گفتهاند . فرزند را سلاله و سليله و سليل گفتهاند كه چكيده و كشيده مرد است . سلاله در هر دو آيه نكره است مراد از آن در آيهء دوم بنا بر علم امروز سلول مرد ( اسپرماتوزئيد ) است كه چكيده منى و بوجود آمده در آن و صاف شده از آن است . بنظرم مراد از سلالهء اول هم همان سلَّول است منتهى در خلقت اول همان سلَّول در